تالار مجازی جیوتی مارگا - راه نور

نسخه‌ی کامل: تنبلی
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3
یکی از بزرگترین موانع پیشرفت در سلوک معنوی و موفقیت در زندگی تنبلیست.

لطفا هر کس نظرات و راههایی که بلده برای غلبه به تنبلی بگه.

یکی از آموزشهای جالب که من در این مورد دیدم و خیلی سادست اینه: فقط انجامش بده!

سه تا کلمست! 

یعنی وقتی میخواین کاری بکنید هرچی بیشتر در مورد انجام دادنش یا ندادنش و.. فکر کنید سخت تر میشه، راه حل اینه که بدون تجزیه تحلیل کردن و فکر کردن فقط بپرسید سر اون کار.
سلام.به نظر من وقتی کارهامونو به زمان اینده موکول میکنیم یعنی تنبلیم.واینم میدونم که ما ایرانیها جزو ده ملت تنبل دنیا هستیم .حالا از ابداعات وابتکارهایی که بعضا تنبلی دلیل اصلی به وجود اومدنشونه بگذریم یکی از بزرگترین موانع در  رسیدن به اهداف در هر کاریه.میتونیم با اراده وتمرین و بدون تفکر در مورد سختی انجام کار مقداری از مصیبت تنبلی خلاص بشیم.میتونیم با نوشتن لیست کارها اونایی که ساده ترند رو اول انجام بدیم بعد به سراغ اونی که یخورده حوصله برتره بریم اینجوری روزانه میتونیم  کارهای بیشتری انجام بدیم و اوقات فراغت بیشتری برای مراقبه وغیره داشته باشیم.هر روز فقط یک دقیقه بیشتر از دیروز در مورد مراقبه میتونه مفید باشه.با تشکر
ولی یه نظریه معروف هست که اکثرتون کتابشو به اسم قورباغه رو قورت بده خوندید که میگه اگه کار سخته رو اول انجام بدین بهتره. مرسی
سپاس از استاد عزیز و این مبحث عالی که باز کردند.
من خودم جزو دسته افراد تنبل هستم و برای اینکه از این مقوله نجات پیدا کنم ۲ راه کار دارم...
اول نظم دادن به کارهام و شرایط و محیط چون داشتن نظم و ترتیب در هر جا و هر کاری از سردر گمی که یکی از عوامل اساسی روی آوردن به تنبلیه جلوگیری میکنه .
و دومین راه تقویت حس مسئولیت است و اینکه خودمون رو در کاری که بر عهده داریم موظف و مقید بدونیم و از زیر کارهامون شونه خالی نکنیم.
من با این ۲ راهکار به نتیجه رسیدم امیدوارم برای شما هم مفید باشه.  
پاینده باشید 
سلام
من فکر میکنم وقتی کاری بالاخره باید انجام بشه، تاخیر انداختن ِ اون بی معنیه و فقط باعث میشه ذهنمون بیشتر درگیرش باشه و این خودش انرژی ِ مضاعفی رو ازمون میگیره. ضمن اینکه معمولا ترس یا تصوری که ما از سختی و شروع کاری داریم، از سختی ِ واقعی ِ اون کار خیلی بیشتره.
به نظر من، در ذهن آوردن آرامش و حس خوبی که بعد از انجام اون کار خواهیم داشت، میتونه برای غلبه بر تنبلی موثر باشه. همچنین اینکه در نظر داشته باشیم که اغلب ذهنمون برای حفظ روند تکراری و آشنای زندگیمون، از زاویه ای به تصمیمات نور میندازه که سایه ای خیلی بزرگتر از خودِ موضوع ایجاد میشه و انجامش رو سختتر جلوه میده ولی وقتی واردش بشیم و تصمیمون جدی باشه، راه ها، امکانات و ایده های کمک کننده رو بهتر میتونیم ببینیم و دریافت کنیم.
سلام منم بانظراستادموافقم که نباید کار رو
تجزیه تحلیل کرد یابه انجام دادن یا ندادنش
فکر کرد,بلکه فقط باید انجامش داد من کلا آدم
بی برنامه ای هستم مثلایکهویی تصمیم میگیرم
برم مسافرت یا فلان کار رو انجام بدم ولی اگه
بشینم و برنامه ریزی کنم که فلان کار رو انجام
بدم در اکثرموارد کار انجام نمیشه نه اینکه من
نخام بلکه یه گرهی تو کارمیفته یا اینکه کار
خیلی سخت پیش میره یادمه تو مدرسه
بچه هاموقع امتحان خودشون رو به آب و
آتیش میزدند و از یکهفته قبل برنامه ریزی
میکردن واسه درس خواندن ولی من فقط همونروز
درس میخوندم و همیشه بالاترین نمره رو
میگرفتم,حتی یادمه یه چندروزی مریض بودم
و مدرسه نرفتم وهیچکس منو خبرنکرد
که امتحان دارم وقتی رفتم مدرسه دیدم
همه سرشون تو کتابه و دارن خودشونو داغون
میکنن و استرس تمام کلاس رو گرفته بود
وقتی پرسیدم وگفتن آزمون دوره ای داریم که درسطح
استان برگزارمیشد,اولشخیلی هول کردم و ناراحت شدم که چراهیچکی
خبرم نکردولی بعد گفتم خب همین حالامیشینم
میخونم درحالیکه وقت نشدنصف کتاب رو بخونم امتحان دادم,
و نتیجه این شد در استان مقام سوم رو کسب کردم
و خیلیها متعجب شدند,به نظرم اگر تو همه کارها
ازجمله همین انرژی درمانی فقط کار رو انجام
بدیم کار واقعا انجام میشه...
البته قصدمن در پست قبلی این نبودکه
نباید برنامه ریزی داشته باشیم ببخشید اگر
منظورم رو درست بیان نکردم اتفاقا
برنامه در کارها خیلیم خوبه چون آدم
خودش رو موظف میدونه در همون ساعت
اون کار رو انجام بده پس همه حواسش
به این جمعه که انجامش بده و دیگه
توجهی به آسان یا سخت بودنش نداره,
ولی منظورم این بودکه یه وقتهایی
ممکنه برنامه ریزی کنیم ولی بهره ای نبریم
مثلا درمورد درس خواندن بچه ها
با برنامه کارمیکردند ولی موقع خواندن
استرسی که داشتندباعث میشد مطالب
رو نفهمند و فقط وقتشون میگذشت,
به هرحال درهمه کارها از نظرمن باید
حواسمون رو جمع انجام دادنش بکنیم
و اگه با برنامه صورت بگیره نتیجش بهتره
مثلاوقتی یه عالمه کار رو سرم میریزه
باخودم میگم اول اینو بعدش اون رو
و همیشه اول از کارهای سخت شروع میکنم
چون به نظرم وقتی کارسخت انجام بشه
استرس ازبین میره و کارهای بعدی راحتترمیشه
ولی اگه از آسان شروع کنیم استرس کارهای سخت
تا آخر همراهمونه و باعث خسته تر شدنمون میشه.
با سلام . به نظر من تنبلی در هر فردی میتونه دلایل مختلفی داشته باشه از قبیل نداشتن روحیه ای شاد و بی علاقه بودن به چیزهای مختلف . گاهی چند علت دست به دست هم میدهند و باعث کسالت زیاد و پر خوابی میگردند گاهی اوقات هم اطرافیان خواسته یا ناخواسته این موارد را سبب میشوند. من هم از همین دسته از افراد تنبل هستم چند وقتی است که ساعاتی را برای تمرین در نظر گرفته و به صورت منظم تمرین میکنم اما هنوز هم به خاطر پر خوابی اذیت میشوم . اگه امکان داره بگویید که چه تمریناتی این موارد رو حل میکنه ؟ با تشکر .
سلام

به نظر من برای جلوگیری از تنبلی و اهمال کاری ، آگاهی از اون اولین قدمه ، همین که بدونیم داریم تنبلی میکنیم و بهش آگاه باشیم یک قدم برداشتیم

اما دومین قدم هم اینه که خودمون رو مجبور کنیم انجامش بدیم ، همونطور که جناب ماهاچیتا فرمودن!

جایی میخوندم که مغز انسان وظیفه ای داره به نام "حفظ حالت موجود" یعنی شما هر کار جدید یا تغییری که بخواهید انجام بدید مغز سعی میکنه جلوشو بگیره و حالت یکسان و روال عادی خودش رو داشته باشه ، چون اینطور امنیت بیشتری وجود داره و هیچ ریسکی در کار نیست ، البته این طرز فکر مغز ماست! پس این ما هستیم که باید کاری انجام بدیم و با این غریزه که خیلی مواقع فقط مزاحم ماست مقابله کنیم.



به نظر من بهتره یک فهرست از کارهایی که باید انجام بدیم رو بنویسیم و هر کاری که انجام شد جلوی اون رو تیک بزنیم ، اینطوری ذهن ما هم نمیتونه ازش فرار کنه و بگه : « از دفعه بعد انجامش میدم!»



البته در این لیست باید همه چیز کاملا واضح و مشخص باشه ، اینکه کار کجا ، کی ، چه طور ، در چه مدت زمانی ، با چه کیفیتی و.... باید انجام بشه ، هرچه این لیست دقیقتر باشه کمتر میتونیم ازش فرار کنیم!
با سلام بر دوستان عزیز 

تنبلی همونطور که برخی از دوستان به اون اشاره کردن دلایل گوناگونی داره و باز همونطور که برخی از دوستان به نوعی به اون اشاره کردن بهترین راه ، غلبه بر عاملی ایست که سد ِ ذهنی در اصرار به تنبلی کردن و بر هم زدن ِ حاشیه ی امنیت ِ وجود رو بشکنه اما چیزی رو که دوستان به اون اشاره ای نکردن این بود که : ما با انجام فعالیتی ، ذهن و مغزمون رو در فشار ِ انجام ِ کاری نگذاریم که بعد بابت ِ اون فشار و فورس ، ایمنی ِ بدنمون و سلامتی ِ اون رو به وضعی دربیاریم که مدتها با ریکی دادن و گفتن ِ جملات ِ مثبت بخواهیم اون فشار رو در بدن کاهشش بدیم !
این مهمه که به تنبلی غلبه کنیم ولی اینکه با چه روشی بر اون چیره بشیم هم مهمه . به فرض میشه بچه ی خودمون رو که در درس خوندن تنبلی میکنه مجبور به درس خوندن کنیم و نمره ی خوبی رو ازش ببینیم درحالیکه از درون از درس خوندن منزجرش کردیم و از اجباری که براش گذاشتیم به ایجاد ِ یک تنفر در وجودش دامن ردیم . یا بر عکس ، علت درس خوندن رو براش توضیح بدیم و سعی کنیم هدف از درس خوندن رو به او بفهمونیم بعد کمکش کنیم تا درس بخونه و روی غلتک بیفته تا حس ِ درس خوندن بهش آرامش بده و حداقل با تنفر درس نخونه . کودک ِ درون ِ ما هم همین وضعیت رو داره ، به توجه نیاز داره ! در اغلب موارد ، با تنبلی داره به ما اعتراض میکنه که یه عاملی داره از حرکت کردن بازش میداره ، میخواد بهش توجه بشه ، نوازش بشه و ازش تمجید بشه تا از اعتراض دست بکشه . 

عامل تنبلی در هر فردی متفاوته یا ممکنه در هر فردی چندین ریشه برای تنبلی وجود داشته باشه . هر فرد بهتر از دیگری میدونه عامل یا عوامل در وجودش چیه ؟ فقط کمی به صبر و ریشه یابی نیاز داره .
به فرض یکی از دوستان میگفت : من خسته شدم هر چه کار میکنم به چشم ِ هیچکس نمیاد . از صبح کارهای تکراری میکنم میشورم میپزم میزارم ورمیدارم و دیگران دوباره و دوباره میریزن میپاشن و ... دیگه خسته ام نمیتونم دست و دلم به تمیز کردن و جمع کردن نمیره از این روتین زندگی دارم دیوونه میشم . اونا میرن سر کار و میان خونه میخوان پاشون و رو پاشون بندازن و من تا آخر شب بدون تعطیلی بیست و چهار ساعته سرویس بدم . دیگه نمیتونم و نمیخوام ... و این شده بوذ که شش ماه بود از روی تنبلی در خونش جارو برقی هم زده نشده بود !!! ( یعنی نتایج ِپس زننده و الگویی تکراری باعث ِ تنبلی ِ فرد شده بود )

یکی از هم صحبتها میگفت من از بچگی عادت دارم هر کاری سخته به بعد موکول کنم بعد هم هیچوقت انجامش ندم ! ( بعد از چند جلسه صحبت متوجه شدیم که همیشه کارهای نیمه تمام و سخت ِ اون فرد رو مادرش در بچگی انجام میداده چون او آسم داشته و مادرش میخواسته بهش محبت کنه تا مریضیش زودتر درمان شه ، درحالیکه عامل ِ این آسم دیسیپلینهای بیجایی بوده که مادر برای بچه اش پیاده میکرده که بچه اش در حقیقت بچگی نکنه و با تربیت !!! در بین ِ اطرافیان ظاهر بشه !و اون همه فشار برای قابل قبول بودن در دنیای ِ آدم بزرگا ، آسم در بچه رو به حد اعلی میرسونده ، بعد مادر از روی دلسوزی به فرض نمیزاشته بچه فردا مدرسه بره چون درسش رو نخونده بوده !!! حالا اون بچه به مردی بزرگسال تبدیل شده با همون الگوهای قدیمی ! بیچاره هم مادر و هم بچه که زحماتی رو در جهتی معکوس کشیدن !) 
... 
به هر حال علل مختلف تنبلی رو خود فرد با کمی تفکر میتونه پیدا کنه . به عقیده ی شخصی من اگر تنبلی داره در تمام زوایای زندگی ِ یک فرد خودش رو نشون میده یا او رو به مرز ِ ناراحتی از خودش میکشونه ، باید ریشه یابی شه و روی اون ای اف تی انجام بشه تا به کلی ریشه کن بشه یا حداقل برای کارهای اساسی ِ زندگی راه حلی اساسی پیدا بشه تا وضع به حالت مطلوب دربیاد . ریکی فرستادن ( به خصوص آتش هسته ی زمین برای انجام یافتن کارها به نیکی و راحتی برای بالاترین خیر و صلاحتون از راههایی نورانی و شاد ، در اون روز ) و برای بهبود ِ ریشه و عواملی که باعث ِ این مشکل در دنیای ِ فرد شده با شسته شدنش با نور و عشق ِ بدون ِ قید و شرط ِ الهی ، گفتن جملات مثبت ، ناظر بودن بر احساسات و پیدا کردن ِ ریشه ی این حس در وجود و رها کردنش ، انجام کد و دی کد کردن ، هیپنوتیزم به روشهای مجرب توسط استادان قابل اعتماد از جمله راههایی هستند که ریشه یابی ِ این معضل ِ روحی روانی رو میتونن با حفظ تعادل فرد ، به سلامتی مبدل کنن . یکی از دوستان ( مهرداد عزیز ) باز هم اشاره کردن به نوشتن لیست ، از این راه میتونید به این شکل هم کمک بگیرید که لیستی از کارهاتون با نوشتن ِ افعال به شکل مصدر استفاده کنین و در ابتدای لیست بنویسید : " ممنونم خرد کائنات برای اینکه کارهام به راحتی و با مدیریت و درایت تو همیشه به سرعت و به موقع انجام میشه " ، سپس کارهاتون که باید در اون روز انجام بشه لیست کنین ؛ به فرض : جمع آوری اتاق پذیرایی ، درست کردن غذا و سالاد ، پرداخت قبضها ، اتو زدن لباسها ، ترجمه ی متون ، ورزش روزانه ، مدیتیشن ، انجام پروژه ها ی کاری ، رسیدگی به امور مدرسه ی بچه ها و ..... ؛ و در پایان لیست بنویسید : ممنونم ، متشکرم و سپاسگزارم خرد کائنات برای تمامی کمکهات . ( ممکنه برای کسانی عجیب به نظر بیاد اما این کار همیشه برای روزهای بسیار شلوغ ِ من بسیار کارساز بوده و در پایان روز بیش از 80 در صد کارهایی که بایدو واقعا که ، به زودی انجام میشده ولی پست پوند شده بوده ، پایان یافته میدیدم !) .

تا هفته ی آینده سعی بر این خواهد شد که متن ای اف تی ای رو که تقریبا همه ی عوامل ِ تنبلی رو جواب بده در قسمت مربوط به " تکنیک رهایی از احساسات " جاگذاری شده ببینید . 

خیر پیش و در پناه حق 
جویا
صفحه‌ها: 1 2 3