امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعار عرفانی و مشاعره
صدفی به صدف مجاورش گفت: در درونم درد بزرگی احساس میکنم. دردی سنگین که سخت مرا می رنجاند.
صدف دیگر با راحتی و تکبر گفت: ستایش از آن آسمان ها و دریاهاست. من در درونم هیچ دردی احساس نمیکنم. ظاهر و باطنم خوب و سلامت است.
در همان لحظه خرچنگ آبی از کنارشان عبور کرد و سخنانشان را شنید. به آنکه ظاهر و باطنش خوب و سلامت بود گفت: آری! تو خوب و سلامت هستی اما دردی که همسایه ات در درونش احساس میکند مرواریدی است که زیبایی آن بی حد و اندازه است.

(جبران خلیل جبران)
تو کنارم هستی ای حضور تابناک و من آسوده ام، آرامم و خاموش


 سپاس شده توسط جویا ، Iliyababapishkh ، bashar ، farda123 ، jafar ، farzad78 ، خداپرست ، baharan ، Orkideh ، ayat ، Sweet crab ، amirkalate ، arman23 ، zoom
Heart 
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو راپیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو رادر آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو رابا اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرااز عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد وعالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تونه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آنسوی یقین، شاید کمی هم کیش‌تر
 
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمک‌های تو بود.
"افشین یداللهی"
 
 سپاس شده توسط bashar ، سنجاقک ، جویا ، amirkalate ، farda123 ، arman23 ، baharan
یک شعر عرفانی بسیار زیبا از نسیمی می نویسم به زبان ترکی برای کسانی که بلدند روح انسان را نوازش میدهد ولی متاسفانه قابل ترجمه نیست چون احساس و روح شعر از بین میرود 
دریای محیط جوشه گلدی
گون ایله مکان خروشه گلدی
سرر ازل اولدو آشکارا
عارف نئجه ایله سین مدارا
هر ذرره ده گونش اولدو ظاهر 
تورپاغه سجود قیلدی طاهر
نققاش بیلیندی نقش ایچینده
لعل اولدو عیان بدخش ایچینده
آجی سو شراب کوثر اولدو
هر زهر نبات و شکر اولدو
تریاک مزاجی توتدو آغو
لؤلؤ مدوور اولدو دار
کل یئر و گؤک حق اولدو مطلق
سؤیلر دف و چنگ و نی انا الحق
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید        یکبار از این خانه بر این بام برآیید
 سپاس شده توسط jafar ، انوشه ، Sweet crab ، رها66 ، ریکی
یک تکه از آسمان
از میان شکاف سقف
یک راست افتاد توی سوپ من
شِلِپ!

راستش من اصلا سوپ دوست ندارم
اما این یکی را
تا قطره ی آخرش خوردم!
خوشمزه بود .. خوشمزه
(بفهمی نفهمی .... یک کمی مزه ی گچ میداد)
اما آنقدر خوشمزه ... آنقدر لذیذ بود که
می توانستم یک دریا از آن را بخورم

جالب است که یک تکه آسمان
چه تفاوتی می تواند ایجاد کند...
 
شل سیلوراستاین
تو کنارم هستی ای حضور تابناک و من آسوده ام، آرامم و خاموش


 سپاس شده توسط zoom ، bashar ، rhm


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان