امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مهم! اعلامیه: پاسخگویی به سوالات
#21
سلام استاد عزیز.وادای احترام خدمت شما
از شما درخواست دارم اموزش هایی در خصوص تزکیه وپاکسازی کانال های صحیح انرژی ارائه دهید
با تشکر
 سپاس شده توسط Reza809 ، جویا ، Silence ، مجید در ، RealArt ، arp220
#22
سلام من یه مشکلی برام پیش اومده بعد از اینکه یک هفته دوستمو انرژی درمانی کردم الان مدتیه خوابش بهم ریخته.. خیلی سبک شده هوشیار میخوابه تو خواب حرف میزنه. خواب الو شده... از شرایط الانش راضی نیست چیکار باید بکنم
 سپاس شده توسط arp220
#23
با اجازه اساتید
شاید این شرایط دوستتون اصلا به درمانی که شما انجام دادید ربطی نداشته باشه و برای همچین مولزدی دلایل بسیار، و درصد کمی هم بنابدلایلی شاید تمارض میکنه

ازش بخواهید قبل از خواب با افکارلت مثبت به خواب بره، سیگار و چای و قهوه مصرف نکنه، ساعت خوابش رو تنظیم کنه، بیشتر از ۱۲ شب بیدار نباشه، دیر شام نخوره، در زمان خواب بصورت معکوس از عدد هشتاد به عدد یک شمارش انجام بده.

ریکی درمانی کسی رو از تعادل خارج نمیکنه، مگر اینکه درمانگر کارهای عجیب عریبی کنه، افکارات خاصی تلقین کنه...
شاد باشید
 سپاس شده توسط farda123 ، arp220 ، خداپرست ، RealArt
#24
با سلام

دوست عزیز خودتون رو مشوش نکنید و اجازه ندید که این تشویش به نوعی به درمان شونده هم منتقل بشه. الان براتون چند دلیل رو عنوان می کنم تا کمی ملایمتر به مسئله نگاه کنین : اصلا چه می دونید که دوستتون در سطح بالاتری از انرژی قرار نگرفته باشه و نیازِ کمتری به خواب پیدا نکرده باشه، شاید نیاز باشه در زمانهایی ایشون از خواب بپره و آگاهانه تر با دنیای خواب و بیداریش برخورد کنه و دلایلی رو که مغز داره روش کار می کنه تا مشکل فرد برطرف بشه رو بیشتر دوستتون مد نظر بگیره، و یا شاید این فرد باید با این برون ریزیها متوجه می شده که افکاری پریشان و ترسنده داره و باید با ترسهاش به طرقی عمقی تر روبرو بشه و درمانشون کنه ... . یکی از دلایل سبک شدنِ خواب، حرف زدن در خواب و بی قرار خوابیدن " ترس از ناامن بودن در دنیایِ بیداری" یه ، از ایشون بخوایید که فکر کنه و ببینه در عالم بیداری از چه فرد یا موقعیتی می ترسه و با اکراه دوست داره از اون فرد یا موقعیت فاصله بگیره تا احساسِ آرامشِ بیشتری رو داشته باشه. این رو در نظر داشته باشید که ممکنه فردی که ازتون ریکی گرفته عموما شخصی مردد در انتخابِ نوعِ درمان بوده باشه یا احیانا شما یا دیگران براشون ریکی گرفتن رو خیلی غولسازی کردین تا ایشون به درخواست ریکی تحریک بشن و این روش از درمان رو انتخاب کنن، یا اینکه فرد بهانه جویی رو باهاش روبرو شدید که دوست داره مشکلات رو به دیگران و شرایطی جدا از وجودش تعمیم بده و به قولی تقصیر ِ بیماری و مسئله اش رو گردنِ ریکی گرفتن ، شما یا دیگری بندازه نه اینکه در خودش دنبالِ دلیل بگرده و با پذیرفتنِ مسئولیتِ صد در صد، خودش رو آماده ی دریافتِ معجزه ی رها شدن از اون بیماری کنه بنابراین در پروسه ی شفایافتنش با تعلل و مقاومتِ درونی مواجه شده. همونطور که رضا جان گفت ریکی قراره شفاگری کنه چراکه بر پایه ی اراده ی شما برای دعایی نورانی در حق دیگری، و اراده ی فردِ متقاضی برای دریافتِ شفا از مجرایی نورانی می خواد اتفاق بیفته، پس راه راهِ خیر و نیکی و ترمیمه و شری نمی شه ازش سر بزنه که شما یا دیگری رو نگران کنه . حالا در این رویکرد بالا و پایین هایی رخ میده تا شفایی که ما نمی دونیم چطور باید اتفاق بیفته، بر فرد مستولی بشه و این فعل و انفعالات ممکنه برخی اوقات در بدن یه بی نظمی هایی رو نشون بده یا بیرون بریزه . شاید برای همینه که باز بودنِ فرد روی انرژی و داوطلبانه درخواست کردنش همیشه مهمه، چرا؟ چون اگر فرد آماده ی تغییر اوضاعش برای رفعِ بیماریش باشه براش جهد و کوشش می کنه نه اینکه این انتظارِ واهی رو براش بوجود بیاریم که دراز بکشه و تمامی اراده ای که خودِ فرد باید برای تغییرِ امور دنیایِ درون و برونش به دست بگیره و شخصا پیاده کنه تا تجربیاتِ زندگیش رو بسازه، یه نیرویِ ماورایی بیاد و هری پاتری رفع و رجوع کنه تا همه چیز درست بشه! چنین چیزی محاله و حتی از کارِ مشترکِ بینِ حضرت مسیح و فرشته رافائیل هم برنمیاد چه برسه به من و شما چون این خلافِ نظمِ کلیِ آفرینش و انسان سازی یه! لازمه ی شفا تحول مثبتِ فکری و تغییر اوضاعِ توکل قلبی یه که مقدماتِ معجزه به بار بشینه، و حالا ممکنه از راه ریکی ، از راه روزه گرفتن، از راه زیارتِ اهلِ قبور، از راه صدقه و یا هر چیز دیگه این شفا که مقدماتش در درونِ فرد به وقوع پیوسته، به مرحله ی ظهور دربیاد. باز همونطور که رضای گرامی اشاره کرد، اصل همیشه مثبت بودنه و اینکه فرد در کنار ریکی گرفتن مسئولیتِ تغییر و تحولی مثبت رو با گفتار و کردار و پندارش خواستار باشه و در دنیایِ درون و برونش پیاده سازی کنه و به مغز خودش مداما تعلیم بده که : " تو می تونی از پسِ این مسئله به خوبی بر بیای و شفای کامل رو در بدن محقق کنی، من هم تمام سعیم رو برای مثبت بودن و کمک به تو و بدنم انجام می دم تا ترمیمی زیبا بیشتر و بیشتر برامون پابرجا بشه" ، اینگونه اگه بیمار به مشکلاتش نگاه کنه و آمادگی رها کردنِ نیازش به موجبات ِ هر بیماری رو در خود تقویت کنه، بدن با آرامی به نظمِ صحیحش برمی گرده و معجزه ی شفا شکل می گیره.

خیر پیش و در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط Reza809 ، دانیال ، arp220 ، arp220 ، arp220 ، arp220 ، خداپرست ، RealArt ، بهارزندگی


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان