نظرسنجی: موقع درمان دیگران به چه چیزی تمرکز میکنید؟
به سکون برای بهتر جاری شدن انرژی ها؟
100.00%
2 100.00%
به تصور خورشید بالا سر خود برای جاری کردن انرژی از آن؟
0%
0 0%
به رنگ خاصی مربوط به عضو بیمار (رنگ درمانی)؟
0%
0 0%
به عضو بیمار
0%
0 0%
در کل 2 رأی 100%
*شما به این گزینه رأی داده‌اید. [نمایش نتایج]

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوال درباره درمان خود و دیگران
#1
سلام چند سوال برام پیش اومده که خیلی ذهنم درگیر کرده سوال اول اینکه
1- بهترین زمان درمان دیگران چه ساعتی هست صبح؟ عصر؟ مغرب؟ یا شب؟
2- یک مریضی مثل سرما خوردگی یا سردرد در چند دقیقه یا ساعت درمان میشه
مثلا برای خودم که خوددرمانی کردم تب و لرز و سردرد داشتم که در 3 ساعت درمان شدم
ولی برای درمان دیگران حس میکنم این زمان بیشتره و یه جاهای خوندم که درمانگر تو 1 دقیقه
مریض رو درمان کرده ایا این حقیقت دارد؟ دوست داشتم بدونم تایم درمانگرا برای درمان دیگران چقدر است
ممنون میشم درمانگرا هم تایم خودشون اعلام کنند
3- درمانگر موقع درمان دیگران بهتر است یه چه چیزی تمرکز کند؟ به عضو بیمار؟ به کل بدن بیمار؟
به تصور خورشید بالا سر خود درمانگر؟ به رنگ خاصی مربوط به عضو بیمار؟ به هیچ چیز 
یعنی موقع درمان بیمار بهتر است درمانگر به سکون فرو رود تا انرژی ها بهتر جاری شوند ؟

ممنون میشم درمانگرا هم در نظر سنجی شرکت کنند و هم  جواب پیام هام رو بدند
با تشکر از استاد  و استادان عزیز
 سپاس شده توسط Reza809
#2
با سلام
جواب هر کدام از سوالات شما می تونه یک جمله باشه یا چندین صفحه درباره اشون توضیح نوشت که البته اگر متونِ این سایت رو کامل خونده بودین شناختی نسبتا کامل از تعابیری رو پیدا می کردید که شما رو از درون به تمامی جوابهای مربوطه نزدیک و نزدیکتر می کرد اما در حد توان خدمتتون مطالبی چکیده رو عرض می کنم:
1- کسی که داره درد می کشه آیا باید منتظر بشه که زمانی بر اوزانِ قرار گرفتن ِ ماه و خورشید در آسمان درمانش شروع بشه؟!
2- مریضی ای شبیه به سرماخوردگی ریشه های بسیاری داره که عمده اش مربوط به عدمِ آسایش فکریِ فرده که سیستم ایمنیِ او رو ضعیف می کنه تا ویروس بتونه کارِ خودش رو در بیماری برای شخص کارساز کنه و این ریشه ممکنه در اثرِ درگیریِ بسیارِ شدیدی نسبت به مقاومت یا عدمِ مقاومتِ بنیه ی فرد، دیر یا زود در وجودش بیرون زده باشه که باز بر همون مبنا و اینکه خودِ شخص چقدر پذیرش برای رها کردنِ بیماری داشته باشه ممکنه سریع درمان بشه یا به نسبت خیلی دیر.
سردرد رو می تونین اصلا به خودبرترتون هم بسپرید که نیازِ به اون رو رفع کنه در وجودتون و این به دو سه دقیقه هم نمی رسه اگه بخوایین رفع سردرد بشبد اما باید دید شما در امر ِ ارتباط با خودبرترتون چگونه اید؟ پذیرشِ چنینِ معجزه ای رو دارید یا دست و پاتون رو گم می کنین و این تحول رو پذیرفتن، باعث می شه که شهودتون به جایِ باز شدن به نقطه ی کور مبدل بشه و مرهون شدنِ الطافات ِ بالاتر ازتون محروم بشه؛ پس سرعتِ درمان فقط مهم نیست نتیجه ی ظاهری که اصلا در جهانِ ماورا به حساب نمیاد ولی نتایجِ نهانی به خیلی چیزا در وجودِ شما یا پذیرنده مربوط میشه.
3- درمانگر اگر اول رویِ خودش کار کرده باشه یا از مراحلِ اولیه ی تمرینات گذشته باشه و یاد گرفته باشه کنترل کننده نیست، شفای اصلی به کسی دیگه ( که پذیرنده ی درمانه، و شفاگرِ اصلی که خداست) مربوط می شه ، درپیِ تایم نمیگرده. منظور این نیست که ما به عنوان شفاگر نباید زیر و زبرهای درمان رو توسعه ندیم و یادگیریمون رو سرسری کنیم چون به هر حال چیزی دستِ ما نیست اما اینکه مسئله رو به صورتِ مسابقه ی زمان بندی برای درمان در نظر بگیریم غلطه. هر بیماری می تونه ریشه هایی بسیار عمیق داشته باشه که به چند وجه از احساسات و عواطف و نقوصِ مربوط بشه پس قاعدتا چون هر فرد در پذیرش، در ساختارِ فکری، در بنیه و غیره متفاوته انتظار در رفعِ بیماری برای تمامِ افراد یکسان نیست. با تمرین و مجرا بودن بر روی ِ نور و عشق به عنوانِ یک شفاگر به مرور تمامِ سوالهاتون از درون به تجربه ی پخته تری می رسه.

در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط razagh ، farzad78 ، Reza809 ، Silence ، سنجاقک
#3
با تشکر از جوابتون.
ولی در مورد سوال دومی منظور کلی ـم رو سرما خوردگی نبود بلکه یک مثال بود برای اینکه تشخیص بدیم که قدرت همسویی ها چقدر است به همین خاطر دنبال کمترین زمان بهبودی بودم. درسته شرایط های زیادی وجود دارند تا با کمترین زمان مریض بهبود یابد ولی مثلا یک سرطان خون یا غیره... یا یک افسردگی شدید (افسردگی که طرف دوست داره بمیره و از زندگی هیچ لذتی نمیبره) و یا یک بیماری خاص. اینها فقط مثال بودن. میخواستم بدونم که کمترین زمان بهبود اینها با انرژی ها چقدر هست. و دلیل پرسشم این بوده که ببینم ایا انرژی ها اینقدر قوی هستند که در کمترین زمان هم جواب میدن یا خیر (مثلا 1 دقیقه یا 3 ساعت یا 1 روز ) ( حالا اگه شرایط مریض و درمانگر را ایده ال حساب کنیم ).
ولی جواب سوال سومی رو هنوز نگرفتم مثلا خودم موقع درمان مریض وارد حالت سکوت و یا سکون میشم و وسط های سکون یه درگیری ذهنی برام پیش میاد که ایا انرژی دارد به مریض ارسال میشه یا نه چون حس میکنم انرژی برای خودم داره ارسال میشه نه مریض این درگیری ذهنی برای این پیش میاد چون رو مریض تمرکز نمیکنم و درگیری ذهنیم اینجا بخاطر این بیشتر میشه چون من موقع درمان مریض وقتی روی دست هام و مریض تمرکز میکنم یه حالت کششی زیر دست هام حس میکنم (حسش مثل این میمونه که یک بادکنک پر از هوا زیر دست هام حس میکنم یا یک سنگینی خاصی از هوا زیر دست هام حس میکنم) و اینجوری انرژی بیشتر احساس میشه ولی نمیدونم کدوم روش بهتر است و میدونم باید از شهودم کمک بگیرم ولی دنبال روش اصلی میگردم که کدوم روش استاندارد هست
#4
با سلامی مجدد

کمترین زمان و بیشترین زمان وجود نداره، فردی که به فرض افسردگی داره یعنی جزو اشخاصی که شرایطش "ایده آل" هست طبقه بندی نمی شه و همونطور که شرح داده شد عوامل بیماری، بنیه ی فرد، اعتقادات و باورهاش و قدرت رهاسازیِ افکاری که باعثِ مشکلش شدن و پذیرش و باز بودنش بر رویِ رفع مشکل، آیتمهای اساسی هستن؛ به شکلی معمول و با تکیه به اینکه فقط با انوار و ریکی توقع داشته باشیم یک فرد رو دگرگون کنیم امکانش عملا کمه. صرف نظر از افرادی که به عنوان معجزه گر در دنیای کنونی شناخته شدن ( منظورم افرادی هست که در دنیا تعدادشون از انگشتان دست کمتره و با یک تاچ بیماری فرد رو در وجودش از بین میبرن) ، اراده و انگیزه ، قدرتِ تغییر دادنِ باورها در مغز، و همینطور متحول کردنِ باورهای فرد ِ متقاضی یه که باعث شفاگرفتنش می شه، شما یا هرکسی دیگه نمی تونه کاری برای فرد انجام بده که خارج از باورها و اعتقاداتِ خودِ او باشه. برای همینه که مبحثِ مثبت اندیشی، کار با ای اف تی ، کد و دی کد کردن و خودهیپنوتیزمی و ریبوت کردن انرژی ها ، و تمرکز با یوگا در کنارِ انرژی دادن به فردِ بیمار تا اونجایی که ممکنه باید بهش آموزش داده بشه تا فرد بتونه جسم و روح و احساسات و عواطفش و باورها و افکارش رو تغییری مثبت بده و درمان به شکلی صحیح در موردش صورت بگیره.
در مورد سوال آخر جوابتون رو دادم اما شما توجه نفرمودین. با کارکردن روی خودتون و تمرین کردن در درمان هست که به مرور اعتماد به نفس و پختگیِ تجربه ی درمانگری در شما هر روز از روزِ پیش بارورتر می شه . هر فرد در کار با انوار و انرژی ها، تجربیاتش متفاوت و منحصر به فرده چون گره های ِ انرژی ِ هر شخص خاصِ خودشه و چون انوار از طریق ِ کانالِ یک درمانگر، به فردِ دیگه منتقل می شه ، شما که کانالِ نور هستین و درمانگری، در وجودِ شما هم تصحیحاتِ انرژی و درمان انجام می گیره ( که من بهش می گم جایزه ی الهیِ درمانگری ) . درست به همین خاطره که یک درمانگر باید قطع ِ رشته های انرژاتیک انجام بده ، مدیتیشن و ریبوت کردنِ انرژی هاش رو جدی بگیره و مثبت اندیشی پایه ی مهمِ زندگیش باشه تا هر بار و پس از هر درمانگری ، زودتر و زودتر به حالت تمرکز بر روی وجودش برگرده. شاید یکی از دلایلی مهمی که دریافتِ پول رو در برابر انرژی درمانی برای من غیر منطقی جلوه نمی ده همینه که برخی اوقات این برون ریزی ها در فردِ درمانگر که واقعا ارزش ِ معنویش خیلی بالاس، شاید گوشه ایش با پرداختِ وجه مالی میزانی از زحمت ِ شفاگر رو جبران کنه که سختی برون ریزیها رو طی می کنه.
من در مورد خودم و دوستم مثالی رو خدمتتون می گم : بعد از چند سال کار کردن با انرژی ها این رو به مرور بیشتر و بیشتر فهمیدم که در هر بار انرژی دادن به افراد متفاوت، برون ریزیهایِ متفاوتی در وجودم شکل می گیره و از چند ساعت بعد از درمانگری تا حدود یک روز بعد مشاهداتِ به هم ریختگی ذهنی و جسمی رو تجربه می کنم، صرفِ نظر از اینکه هم هاله و وجودم روز به روز نسبت به هاله و انرژی های دیگران حساستر شده و هم ظرفیتِ وجودیم افزایش پیدا کرده، مهار کردنِ این بی نظمی ها با تجاربِ مختلف نیز برام راحت تر شده چون بعد از این مدت کاملا متوجه شدم که برون ریزیِ افکار ، فقط حسهای خاصِ ذهنی یه که می شه با جملاتِ هواپونوپونو، ای اف تی ، تکرارِ جملاتِ مثبت و مدیتیشن و ریبوت کردنِ انرژی سریعتر ترمیمشون کرد و در حقیقت عواملِ ایجاد مشکل در وجودمه که دارم به عینه در ذهنم می بینمشون . ولی این درست درحالی یه که دوست من که چند سال پیشتر از من درمانگر بوده، مطلقا این حالات رو در خودش نمی بینه و از نظرم کارِ شفادهیش خیلی هم خوبه. شاید علت تفاوت من و ایشون در اینها باشه که گره های انرژی در بدن، باورها و اعتقادات یا تجاربِ پیشینِ او با من بسیار فرق می کنه و احتمالا ایشون در این زمینه راهی راحت تر از من در سیرِ پاکسازیِ وجودشون داشتن و دارن. اما همانطور که گفته شد با صبر و دقت و پشتکار هر فردی می تونه بیشتر و بیشتر به شهودش وارد بشه، من همیشه اینو به همه میگم که اگر منِ منفی گرا تونستم به این مثبت گرایی که هستم مبدل بشم پس هر بنی بشری می تونه!!!
شما فقط این رو متوجه باشین که ذهنیتهاتون رو در هیچ موردی زیاد جدی نگیرین، نه در موردِ اینکه " حالا من درست دارم انرژی می دم؟! " ، نه در مورد اینکه " اصلا من قابلم که شفا توسطِ من حاصل بشه؟! " ، یا برعکس " من خیلی شفاگرم ها " ؛ تمامیِ اینها از ذهنیتهای من و شما سر میزنه ، ببینیدشون، ازشون تشکر کنین که شما رو با افکارِ درونیتون آشنا می کنن و در وجودتون مشارکت دارن و با احترام و عشق ولشون کنین تا رها بشن. ( دوستی می گفت چرا با عشق دیگه ؟! بهش عرض کردم چون من علاقه ای به گرفتنِ آلزایمر ندارم و از نظر من درگیری با آلزایمر در اثرِ جنگیدن با ذهنیته اونهم به شکلِ مجاب کردنِ خود به حسِ نفرت و اجبار دادن به خود از طریقِ فراموشی؛ پس به ذهنم نمی گم برو گمشو، ازت بدم میاد، فراموش کن و ... بلکه میبینمش ازش تشکر میکنم که انقدر شارپ و نکته بینه ، اما بهش تفهیم می کنم که من در انتخابهای متفاوتِ دیگر امنم و بخششها انتخابِ اصلیِ منهه). به مرور و در اثر پشتکار و تمرینات معنوی، متوجه می شین که چقدر دیدنِ افکار و ذهنیتها راحت میشه و رها کردنِ اونها حتی راحت تر از دیدنشون!

خیر پیش و در پناه حق محفوظ
جویا
 سپاس شده توسط razagh ، farzad78 ، Reza809 ، Silence ، سیلوستر ، سنجاقک
#5
در ضمن قرار بر اینه که هر فرد که خواهانِ پیشرفته کلِ سایت رو با تامل مطالعه کنه و بعد سوالی اگه براش باقی موند در مبحثِ جدیدی که ماهاچیتا باز کرده، سوالش رو مطرح کنه تا مشکلی که نسبتا همه گیره در موردش راهنمایی های لازم از طرف ِ ایشون داده باشه، جواب به سوالات شما برای دستگرمی، به عنوانِ گشایش دوباره ی مباحثِ سایت بود لطفا به این نکته توجه بفرمایید و مد نظر قرار بدید که در جای جایِ این سایت با جوابهای جامعی، نمونه ی این موارد متوالیا پاسخ داده شده.
خیر پیش
جویا
 سپاس شده توسط razagh ، farzad78 ، Silence ، سنجاقک
#6
(9-19-1398، 03:29 عصر)razagh نوشته است: سلام چند سوال برام پیش اومده که خیلی ذهنم درگیر کرده سوال اول اینکه
1- بهترین زمان درمان دیگران چه ساعتی هست صبح؟ عصر؟ مغرب؟ یا شب؟
2- یک مریضی مثل سرما خوردگی یا سردرد در چند دقیقه یا ساعت درمان میشه
مثلا برای خودم که خوددرمانی کردم تب و لرز و سردرد داشتم که در 3 ساعت درمان شدم
ولی برای درمان دیگران حس میکنم این زمان بیشتره و یه جاهای خوندم که درمانگر تو 1 دقیقه
مریض رو درمان کرده ایا این حقیقت دارد؟ دوست داشتم بدونم تایم درمانگرا برای درمان دیگران چقدر است
ممنون میشم درمانگرا هم تایم خودشون اعلام کنند
3- درمانگر موقع درمان دیگران بهتر است یه چه چیزی تمرکز کند؟ به عضو بیمار؟ به کل بدن بیمار؟
به تصور خورشید بالا سر خود درمانگر؟ به رنگ خاصی مربوط به عضو بیمار؟ به هیچ چیز 
یعنی موقع درمان بیمار بهتر است درمانگر به سکون فرو رود تا انرژی ها بهتر جاری شوند ؟

ممنون میشم درمانگرا هم در نظر سنجی شرکت کنند و هم  جواب پیام هام رو بدند
با تشکر از استاد  و استادان عزیز
سلام. 
۱ بستگی داره کی سرحال باشی...حالات روحی ارسال کننده انرژی بر روی درمانجو تاثیر داره...۲.بستگی به قدرت درمانگر داره...و علت بیماری...
ممکن بیماری ای علت های مختلف داشته باشه...یه سردرد  میتونه نشانه یه انرژی منفی بسیار سمج و قدرتمند باشه یا سرماخوردگی ساده یا یه مشکل ارثی و صدها چیز دیگه... علل بیماری ها میتونه خیلی متفاوت باشه ..یه افسردگی میتونه ریشه در ژنتیک داشته باشه یا ترومای روحی یا حس گیر افتاده یا چسبیدن یه غیر ارگانیک !اصلا نمیشه زمان داد...بعدش هم قدرت روحی درمانگر و تکنیکش هم موثر...برای مثال دردهای فیزیکی با پرانیک هیلینگ بهتر تسکین داده میشن تا ریکی و انرژی های آماده.
۳ .حین درمان اگه ریکی جاری میکنی نیازی به دخالت اگاهی خودت نداری...همون به جریان انرژی خودت متمرکز بشی کافیه...و نکته آخر اینه که هر کسی چند تا همسویی گرفت درمانگر محسوب نمیشه...همونطور که پزشک نیاز به تعلیم داره  یه درمانگر متافیزیک هم باید تجربه زیادی داشته باشه و با انرژی ذهنی و فرم های فکریش درمانجو رو اذیت نکنه...بارها با ارسال انرژی دوستان ریکی کار انرژیم و هاله ام آلودگی پیدا کرده...پس احتیاط بکنید
یا علی
 سپاس شده توسط razagh
#7
من درد ترا ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم......
 سپاس شده توسط razagh


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان