امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درسهایی در باب شناخت هستی و خویشتن، درس 1: سطوح مختلف هستی
#1
Lightbulb 
به نام آن که جان را فکرت آموخت -  چراغ دل به نور جان برافروخت
در این بخش مسائل مختلفی را شرح خواهیم داد که مطالعه و تعمق در آنها کمک به ترفیع آگاهی و ارتقاء ادراک می گردد. 
هر درس در یک موضوع جدا نوشته خواهد شد. 
دوستان میتوانند سوالات خود را در موضوع مربوطه مطرح کنند. 
_________________________________________________________________________
سطوح مختلف هستی و انسان
 
ماده، انرژی و روح
 
یکی از تحولات آینده علم در دنیا، رایج شدن این طرز فکر خواهد بود که انسان تنها بدن نیست، فقط ذهن هم نیست، فقط احساسات هم نیست، فقط فعالیتهای شیمیایی هم نیست، بلکه بعد بسیار مهم و ظریفی دارد که انرژیست.
 
و عمیق ترین بخش وجودی انسان، ذات بنیادی او که ورای تمام اینها و غیر قابل سنجش از بیرون (توسط علم آبجکتیو) و تنها قابل تجربه توسط خود فرد (علم سابجکتیو) هست چیزیست که برخی آن را روح نامیدند، برخی طبیعت بودا، برخی خود حقیقی، برخی ذات الهی.
 
 اما هیچ تعریفی و هیچ واژه ای نمی تواند آن را توضیح یا شرح دهد، و هیچ علمی نمیتواند آن را بررسی کند. و هیچ ذهنی نمیتواند آن را درک کند. آن فقط مرتبه ای از تجربه درونی خود فرد است.
 
به همین دلیل است که خدا یا ذات الهی را که معادل همین روح است را از یک جنبه نه می توان ثابت کرد نه رد کرد. چرا؟
 
چون آنچه خدا یا روح الهی می نامند، از دیدگاه همان ادیانی که آن را معرفی کردند، ورای تعریف، خصوصیات، شکل و بعد است. گرچه هر آنچه هست از اوست اما خود او ورای همه چیز و غیر قابل تعریف با کلمات و علم است. به همین دلیل بسیاری از مکاتب شرق دیدگاه متفاوتی به این حقیقت داشته اند و چون آن را مطلقا غیر قابل تعریف و شرح دیدند آن را "تهیت" یا "هیچ" نامیدند.
 
این میتواند برای اذهان و ادراک خالص نشده و سطحی مورد سوء تفاهم واقع گردد.
 
هیچ نامیدن الوهیت به معنی هیچ نبودن آن نیست. بلکه به این معنیست که همه چیز از او بیرون آمده است.
 
 این دیدگاه در تمامی ادیان به اشکال مختلف وصف شده. همه چیز از او به وجود آمده است.
 
همینطور علم فیزیک این نظریه را دارد که همه چیز از هیچ به وجود آمده است.
 
و آنچه که به نظر جامد میرسد در واقع از نظر علم فیزیک بیش 99.9999999% تهیست. به عبارتی بیش از 99.99% هستی را تهیت تشکل می دهد. آنچه هستی می نامیم تقریبا وجود ندارد.
 
با اینحال این تعاریف هم فقط یک زاویه نگاه کردن به این حقیقت است.
 
یکی از تعاریف دیگر تمام ادیان و عرفانها این است که می توان ذات الهی یا همان روح وجودی انسان را، همه چیز و هیچ چیز نامید.
 
هیچ، بعد اول الوهیت یا همان روح است، ولی بهتر است آن را "بدون شکل و صفت" بنامیم.
 
بعد ثانویه الوهیت "با شکل و صفت" یا بعد تجلی یافته آن است. نام دیگر این بعد انرژیست.
 
و ماده نیز تجلی ظریفتری از انرژیست. ماده همان انرژیست که زمخت تر است.
 
 
و ماده هم سطوح مختلفی دارد از زمخت ترین به ظریف ترین، مثلا:
 
جامد زمخت ترین است
سپس مایع
بعد گاز
بعد نور و امواج صوتی
 
حتی بسیاری از امواج صوتی و نوری را هم ما نمی توانیم تجربه کنیم، اما آن هنوز ماده محسوب می شود. امواج وای فای شما و نور هم هنوز مادی محسوب میشوند.
 
بنا براین تمام هستی و همچنین انسان، هم ابعاد زمخت مادی، و همچنین ابعاد ظریف دارد.
 
تمام اینها سطوح مختلفی از تجلی انرژی محسوب می شوند.
 
 
از سنگ گرفته تا گاز یا نور یا ابعاد نادیدنی با چشم فیزیکی.
 
انرژی شکل، صفت، رنگ و یا هر خصوصیت دیگری دارد.
 
انرژِی همیشه در حال تغییر است. ماده همیشه در حال تغییر است. بدن همیشه در حال تغییر است، تمام زمین همیشه در حال تغییر است.
 
اما بعد روح الهی چون ورای انرژی، شکل، صفت و هر تعریف ممکن است. تغییر ناپذیر، ازلی و ابدی نامیده شده است.
 
بنا براین هدف تمام مذاهب و سنتهای عرفانی، صرف نظر از روش و تفاوتهای ظاهری آنها، حرکت از بعد زمخت، به بعد ظریف و در نهایت وارد شدن به بعد روح است. این بعد همچنین توسطح مسیح "ملکوت خداوند" ، توسط بودا و یوگیها "نیروانا" و در اسلام "فنی فی الله" نامیده شده است.
 
انسانهای آگاه هیچ روش و متدی را برتر نمیدانند، این فقط افرادی که درک خالص معنوی ندارند هستند که یک روش را برتر از دیگری می دانند.
 
صحبت کردن در مورد نیروانا و روح الهی فقط سرگرمی خوبی است و شاید انگیزه ای برای سیر و سلوک، اما سخن، تعریف و قلمرو روح الهی راه ندارند.
 
همانطور که قبلا توضیح دادیم، آن فقط سطحی از تجربه بسیار ظریف، درونی و ورای فکر، عقل، منطق و توضیحات است.
 
ما فقط می توانیم در مورد پروسه حرکت کردن به سمت آن بعد صحبت کنیم.
 
 
 
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط سیلوستر ، جویا ، metaman ، مجید در ، arp220 ، Silence ، farda123 ، ashurvand ، RealArt ، bashar ، خداپرست ، یکتا ، Reza809 ، ayat
#2
سلام استاد بی نهایت ممنون از انرژی و وقتی که برای آموزش ما صرف کردید و میکنید ... استاد منظورتون از این جمله آخر که علامتگذاری کردم دقیقا چیه؟ هدف تمام مذاهب و سنتهای عرفانی، صرف نظر از روش و تفاوتهای ظاهری آنها، "حرکت از بعد زمخت، به بعد ظریف و در نهایت وارد شدن به بعد روح است" هدفشون رو متوجه شدم ولی آیا ما یک به یک باید سطوح رو رد کنیم؟بعد جامد رو درک کردم ولی بقیه رو نه ..چطور از جامد به مایع از مایع به گاز بعد به نور و انرژی میرسیم؟
مردان تو در دایره‌ی کن فیکون
دل نقطه‌ی وحدتست و از عرش فزون
گر در چیند نقطه‌ی دردت ز درون
حالی شوی از دایره‌ی کون برون
 سپاس شده توسط Mahacita Bahuruci ، جویا ، مجید در ، farda123 ، RealArt ، Reza809 ، ayat
#3
جامد و مایع و گاز فقط مثالی بود برای شرح سطوح مختلف ارتعاش انرژی. منظور تصفیه کردن آگاهی و انرژی برای تجربه ابعاد ظریفتر هستی می باشد. مثلا فردی که احساست منفی و تنفر و... داره نمیتونه ابعاد ظریف رو تجربه کنه، فردی که افکار خالص تر داره و با عشق و شفقت زندگی میکنه بیشتر میتونه تجربش کنه و بهش نزدیک تره. در دروس آینده در این مورد بیشتر شرح میدم.
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط جویا ، مجید در ، Silence ، arp220 ، farda123 ، ashurvand ، RealArt ، bashar ، خداپرست ، Reza809 ، ayat


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان