امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درسهایی در باب شناخت هستی و خویشتن، درس 2: معنویت یا روحانیت واقعا یعنی چه؟
#1
معنویت یا روحانیت واقعا یعنی چه؟


معنویت، روحانیت یا Spirituality)  در انگلیسی( معنا و مفهوم واضحی دارد و مستقیما نشان می دهد که این کلمه در مورد چیست، روحانیت یعنی شناخت روح الهی درون. اما در حال حاضر عمده انسانهای زمین درک نادرستی از روحانیت یا معنویت دارند. معمولا افراد جستجوگر معنوی، آنچه در حاشیه راه معنویت است را با هدف راه اشتباه می گیرند.

بنا براین ابتدا بهتر است که این را درک کنیم و برای خود روشن کنیم، وگرنه تمام مسیر را اشتباه خواهیم رفت.

همانطور که در درس پیش توضیح دادیم، هستی ابعاد مختلفی دارد: ماده، انرژی و در بطن و نهایت همه چیز "روح". و این "روح" یا هرچه می نامیدش، خود حقیقی تمام موجودات هستی می باشد، و همه فقط با وجود او، وجود دارند. اما فقط انسان می تواند این خود حقیقی یا روح الهی را آگاهانه تجربه کند، و به آن سطح آگاهی که برسد که درک کنید او در واقع همین روح الهی است.

بنا براین می توان گفت، هر پروسه و تمرینی که در جهت کند و کاو این حقیقت، یعنی شناخت خویشتن باشد، پروسه معنوی، روحانی یا خود شناسی می باشد. 

اما چه چیزهایی پروسه معنوی نیستند و برخی افراد اشتباها آن را معنوی می دانند؟


- شناخت روان انسان، شخصیت، روانکاوی، بررسی زندگی های گذشته و... در مورد بررسی حافظه و گذشته مادی انسان می باشد، نه معنویت و شناختن خویشتن حقیقی.
- پرورش توانایی های سایکیک ارتباط یا دیدن ارواح و موجودات ابعاد دیگر، توجه به بیرون می باشد، در حالی که عرفان در مورد توجه به درون است.
- پرورش قدرتهای متافیزیکی مثل حرکت دادن اجسام، خواندن ذهن و... در مورد پرورش توانایی های مادی و انرژی فرد می باشند و ارتباطی به خود شناسی ندارند.
- شفا بخشی به تنهایی در مورد باز  گرداندن بدنهای مادی یا انرژی به تعادل می باشد و مستقیما در مورد شناخت روح نمی باشد. گرچه می تواند کمکی برای بهتر حرکت کردن به سمت آن باشد. چون معمولا بیماری بدنی و ذهنی مانع بزرگی برای بیشتر افراد در راه معنویت است.
- دعا نویسی، علوم غریبه و جادو در مورد کنترل نیروهای طبیعت می باشد و کمکی به پروسه شناختن خویشتن نمی کند بلکه تقریبا همیشه فرد را از آن دور می کند.
- و...


همانطور که گفتیم هر پروسه ای که در جهت شناخت روح الهی درون باشد را می توان تمرین معنوی نامید.

برخی چیزها هم به خود خود تمرین معنوی حساب نمی شوند اما وقتی به روش درست و با نیت درست انجامش می دهید معنوی می شوند. مثلا روزه داری. وگرنه فقط تمرین گشنگی خواهد بود.

(روزه داری چطور میتواند تمرین معنوی قدرتمندی باشد؟ سوال کنید جدا توضیح خواهم داد)


در درس قبل توضیح داده شد که هستی ابعادی مختلف دارد. و مسلما انسان ابعاد مختلفی دارد : ذهن، جسم، احساس، انرژی و روح.

تمرینات معنوی میتواند عمدتا با یکی از این سطوح سر و کار داشته باشد یا با همه آنها. چون انسان چند بعدیست، از ابعاد مختلفی میتوان به سمت خود شناسی حرکت کرد. می توان با ذهن کار کرد، یا با جسم، یا با احساسات، یا با انرژِی، یا با آگاهی روحی.

در درس بعدی به صورت کلی در مورد انواع مختلف تمریناتی که در جهت خودشناسی هستند توضیح خواهم داد و اینکه چرا آنگونه تمرینات و روشها تمرینات روحانی حساب می شوند توضیح خواهم داد.
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط Sweet crab ، جویا ، ashurvand ، RealArt ، bashar ، یکتا ، darvish javdan ، Reza809 ، Silence ، مجید در ، arvin ، خداپرست ، zoom ، arp220 ، abbasss ، سنجاقک
#2
درود استاد جان
سپاسگزارم ،بسیار استفاده بردم.
محبت می کنید در مورد این سوال هم توضیح بفرمایید..

(روزه داری چطور میتواند تمرین معنوی قدرتمندی باشد؟ )
 سپاس شده توسط RealArt ، Reza809 ، Silence ، خداپرست
#3
من همهیشه دوست دارم همه چیز رو از دیدگاه علمی بررسی کنم. اینم یه نمونشه:

الان خلاصش رو توضیح میدم، وقتی درسهای بعدی رو بخونید و بهتر درک کنید، حتی این داستان روزه رو بهتر درک خواهید کرد. پس بعدا دوباره بخونیدش.

جدا از اینکه روزه داری وقتی به روش درست انجام بشه، خواص معجزه آسایی در درمان بیماریهای بدنی و ذهنی، تجدید و ترمیم بدن، افزایش انرژی و شادابی و تقویت سطوح انرژی پرانیک داره.

اگر بخوایم از نظر خواص معنویش بررسی کنیم میشه از نظر علم معنوی بهش نگاه کرد، نه اینکه فقط از دید مذهب و مکتب فردی بگیم که ثوابب داره و... اون یک درک عامیانه و سطحی هستش. اولا که ثواب چیه؟

در تعریف تمام ادیان ثواب به عملی گفته میشه که باعث سبک تر شدن و تزکیه بیشتر میشه، فرد رو خالصتر میکنه، نه اینکه فقط یک عملی باشه که صرفا شما انجام بدین و خداوند در ازاش بهتون پاداش بده. اون یه دیدگاه دیگه به این قضیه هستش و به نوع خودش درسته ولی ما بهش کاری نداریم، چون ما در اینجا وارد اعتقادات مذهبی نمیشیم. بلکه اصول هستی رو به صورت علمی بررسی می کنیم که برای همه صرف نظر از عقاید یکیست.

در مورد خواص روحی روزه از نظر علمی میشه خیلی زیاد توضیح داد اما بخوایم خلاصش کنیم میشه این چند مورد رو توضیح داد:

همانطور که میدونید انسان سطوح مختلفی داره که عموما به شکل هفت سطح انرژی یا چاکرا درک شده. هر چاکرا ارتعاش و عالم مربوط به خودش رو داره.

مثلا چاکرای ریشه صرفا مربوط به مادیات و بدنه،
دومی مربوط به لذتهای بدنیه و...
سومی مربوط به قدرت، اراده، گوارش و...
چاکرای قلب مربوط به تحول معنوی، عشق
گلو مربوط به ادراکات خالص تر، تجربه آگاهی بالاتر و...
چاکرای 6 یا چشم سوم در ارتباط با درک خالص معنوی
و چاکرای 7 سطحیست که در آن تجربه وحدت یا همان خودشناسی اتفاق می افته.

حرکت به سوی روح یعنی غالب کردن انرژی در چاکراهای بالاتر برای درک و تجربه معنوی. که برای 99% افراد این فقط میتونه زیر نظر استاد به درستی انجام بشه. در این مورد بعدا بیشتر توضیح میدیم.

از آنجایی که گوارش و دفع و سک/س انرژی زیادی از فرد میگیره، و جهت انرژی رو به سمت پایین میبره، اگر انرژی توی چاکراهای پایینی غالب باشه تجربه فرد در همان سطوح خواهد ماند. فاید اول روزه اینه که وقتی که شکم رو مدتی خالی نگه میدارید انرژی مجبور نیست که در ناحیه گوارش و چاکراهای پایینتر جمع بشه و جهتش بیشتر رو به بالا میشه (که هدف تمام روشهای معنویست) و در این زمان مدیتیشن و عبادات و تمرینات معنوی اثرش بیشتره. چون انرژی بیشتر به سمت بالا حرکت میکنه، خصوصا اگر با تمرینات صحیح همراه بشه و کمک به فعال کردن بیشتر مراکز بالاتر انرژی مثل قلب ، گلو و چشم سوم میشه و تجربه کردن خصوصیات معنوی مربوط به این چاکراها راحت تر میشه.

همچنین روزه باعث سم زدایی بدن و غدد میشه، خصوصا غده صنوبری و کمک به تقویت بیشتر ادراکات ظریف میکنه.

روزه باعث میشه که انرژی حیاتی (پرانا) در بدن به جای هدر رفتن تقویت بشه و...


اون فقط ریاضت کشها هستند که از روزه داری شدید برای تجربیات معنوی استفاده میکنند و برای 99% بقیه انسانها همینکه یاد بگیرند به اندازه نیازشون غذا بخورند و وعده های غذاییشون رو به 2-3 تا کاهش بدن. ترجیحا بین هر وعده 8 ساعت فاصله بگذارند و تا 3-4 ساعت قبل زمان مدیتیشن غذا نخورند خودش کمک بزرگیه.



_____________

سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان:


عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی.

صاحبدلی شنید و گفت: اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار از این فاضل‌تر بودی.


اندرون از طعام خالی دار

تا در او نور معرفت بینی


تهی از حکمتی به علت آن

که پری از طعام تا بینی
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط جویا ، ashurvand ، RealArt ، bashar ، Silence ، afsaneh72 ، مجید در ، arvin ، خداپرست ، سیلوستر ، zoom ، ayat ، arp220 ، سنجاقک
#4
در پی مطالب آموزنده استاد عزیز تجربه شخصی خودم رو مطرح میکنم. من گیاه خوارم تقریبا ۱۰ سال و هر از گاهی ۱ یا ۲ هفته رو به خوام گیاه خواری اختصاص میدم و همیشه در اون زمان تجارب متافیزیکی بسیار خوبی داشتم مثلا برون فکنی و یا رویاهای صادق و مدیتیشن های عمیق و مکاشفات...
و همواره در اون مدت احساس انرژی خیلی بالایی هم میکنم برعکس عقاید عامه مردم که فکر میکنن تنها غذاست که تامین کننده انرژی آدمیست.
سال ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم ، شوقم ، شرارم ، چیستم
دیدمش  امروز  و دانستم  کنون
او به جز من ،من به جز او نیستم
مولانا
 سپاس شده توسط جویا ، Reza809 ، Silence ، RealArt ، مجید در ، خداپرست ، سیلوستر ، zoom ، ayat ، arp220 ، سنجاقک
#5
از پنج سال پیش گیاهخواری را شروع کردم و هم زمان با آن تجارب بسیار زیبایی معنوی را تجربه نمودم . مدتهاست که هراز گاهی نه روزه بلکه پرهیزکرده و تنها به خوردن نان و سبزی اکتفا می کنم و احساسم در چنین مواقعی بسیار خوب و راحت و سبک است.
به  باورم  نوع تغذیه و ارتباط با محیط پیرامون  با ارتعاشات بدن رابطه مستقیم دارد . و تاثیر مستقیم بر بدن و روح می گذارد.
بر طبق آزمایشات بعمل آمده فرکانس ذهن انسان بین ۷۲ تا ۹۰ مگا هرتز،  بدن انسان بین ۶۲ تا ۶۸ مگا هرتز ،نشانه های سرما خوردگی ۵۸ مگاهرتز، سرطان ۴۲ مگا هرتز ، شروع مرگ ۲۵ مگا هرتز، غذاهای کنسروی یا خوراکی های نگهدارنده صفر مگا هرتز،سبزی ها ی تازه ۲۰ تا ۲۷ مگا هرتزو روغن های با اسانس طبیعی  بین ۵۲ تا ۳۲۰ مگا هرتز در حال ارتعاش هستند.
برای مثال تاثیر منفی قهوه بر بدن  را می توان در نظر گرفت . وقتی  یک فنجان قهوه را  یک فرد با فرکانس ۶۶ مگا هرتز در دست می گیرد، در عرض ۳ ثانیه فرکانس بدنش ۸ مگاهرتز پایین می اید. و وقتی یک اسانس طبیعی را بو می کند، بدنش به فرکانس اولیه بر می گردد.
اگر فرد یک جرعه قهوه بخورد فرکانس اش ۱۴ مگا هرتز کاهش می یابد و با بوییدن اسانس طبیعی هم به حالت اول بر نمی گردد. تنها بعد از ۳ روز دوباره به حالت طبیعی بر می گردد.
نتیجه آزمایش: فرکانس بدن ما تحت تاثیر موادی است که مصرف می کنیم به همین ترتیب افکار مثبت و منفی فرکانس بدن  را به ترتیب ۱۰ و ۱۲ مگا هرتز بالا و پایین می برد.  تمرینات مدیتیش تا ۱۵ مگا هرتز می تواند فرکانس بدن را بالا ببرد.
آزمایشات کلینیکی می گوید یک فرد که به لحاظ روحی و جسمی سالم است ،در طول زندگی بطور قطع به یک راه روحانی و معنوی احتیاج دارد.
از آنجاییکه اسانس طبیعی مثل گل و اسطو خودوس تاثیر خیلی مثبت بر بدن دارند ، می توان هنگام مراقبه و مدیتیشن از آنها استفاده کرد.

حتی برای باز کردن مراکز انرژی و چاکرا ها می توان از این روغن ها استفاده کرد.
شاد باشد
 سپاس شده توسط خداپرست ، Mahacita Bahuruci ، Silence ، سیلوستر ، bashar ، RealArt ، جویا ، ayat ، arp220 ، سنجاقک
#6
مجید جان لطفا منبع این آزمایشها رو هم بفرمایید.

پزشک معروفی هم کشف کرده بود که چون سلولهای سرطانی فرکانس خاصی دارند میتوان با ایجاد فرکانس به خصوصی سلولهای سرطانی رو از بین برد.
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط ashurvand ، مجید در ، bashar ، RealArt ، جویا ، zoom ، arp220 ، ayat ، Reza809 ، abbasss ، سنجاقک
#7
(10-8-1398، 04:49 عصر)Mahacita Bahuruci نوشته است: مجید جان لطفا منبع این آزمایشها رو هم بفرمایید.

پزشک معروفی هم کشف کرده بود که چون سلولهای سرطانی فرکانس خاصی دارند میتوان با ایجاد فرکانس به خصوصی سلولهای سرطانی رو از بین برد.
با سلام
استاد گرامی
در منابع انگلیسی، آلمانی و فارسی به این موضوع پرداخته اند.
شاد باشید

http://ozarkswellness.com/frequency-with...o-healing/
https://viscambio.net/what-is-bio-freque...uman-life/
http://nirosana.com/frequenzen-und-gesundheit/
http://horizons-oils.de/die-schwingungsf...cher-oele/
https://www.youtube.com/watch?v=hrlIcsZ7_5A
 سپاس شده توسط Silence ، Mahacita Bahuruci ، bashar ، جویا ، ayat ، Reza809 ، arp220
#8
سلام
نمی‌خوام از موضوع دور بشیم،اما
چون بحث جالبی هست ،مطلبی خدمتتون عرض میکنم.کتابی هست با عنوان گیاه کودک دانشمند،البته این عنوان فارسیش هست که مترجم انتخاب کرده و انگلیس چیز دیگه ای هست که خاطرم نیست.در اواخر این کتاب به بحث ارتعاشی که گیاهان دارند پرداخته ،و نظرات افراد محقق را آورده.مثلا جایی گفته در صورتیکه گلی را در لیوان آب بگذارید ،ارتعاش به آب منتقل میشه و میتوان آب پر انرژی را مصرف کرد.یا دستگاهی هست که میزان تابش انرژی مواد غذایی را مشخص می‌کنه.(خام ها تابش بالا و ‌‌‌‌‌‌‌‌‌پخته ها تابش پایین دارند). داستانی داره و در مورد فردی هست که با الهامات همراهیان باغی به نام فایندهورن در منطقه بد آب و هوا  برای کشاورزی(بنظرم اسکاتلند)تاسیس می‌کنه و با راهنمایی( نگهبانان گیاهان) والهامات،گیاهان سرحال و بزرگی را نسبت به مزارع دیگر در مناطق خوش آب و هوا پرورش میده.
 سپاس شده توسط Mahacita Bahuruci ، bashar ، مجید در ، RealArt ، Silence ، جویا ، zoom ، arp220 ، ayat ، abbasss
#9
سلام و وقت بخیر. استاد من سوالی داشتم خدمتون اول اینکه چرا وقتی روزه میگیریم بی حال میشیم بقول معروف نای حرف زدن هم نداریم موقع روزه ودوم اینکه خیلی ها از جمله خودم چندباری که قهوه خوردم انرژیم زیاد میشد و بهتر کارهای روزمره ام رو انجام میدادم دلیلش چیه؟ پس چرا با اونی که درمورد روزه وقهوه علما ثابت شده مطابقت نداره ؟ممنون میشم در این مورد توضیح بدید چون مطمعنم سوال خیلی هاست ولی بعضی ها بخاطر جو وبار علمی سایت جرات پرسیدنش رو ندارند. متشکرم
مردان تو در دایره‌ی کن فیکون
دل نقطه‌ی وحدتست و از عرش فزون
گر در چیند نقطه‌ی دردت ز درون
حالی شوی از دایره‌ی کون برون
 سپاس شده توسط جویا ، farda123 ، arp220
#10
سلام، این تجربه شماست، همه اینطوری نیستند. خیلی عوامل زیادی در اینکه شما در زمان روزه چقدر انرژی داشته باشید دخیل هستند، از جمله بنیه بدنی، خواب، سکس، میزان سلامت بدن، پاک بودن بدن از سموم. نوع روزه ای که میگیرید (روزه آب یا خشک) و...

من خودم احساس انرژی بیشتری هم میکنم مگر اینکه روزه طولانی باشه.

در مورد قهوده: کافئین یک محرک عصبی هست و باعث میشه که انرژی که در بدن ذخیره شده به صورت یکدفعه آزاد بشه و شما احساس انرژی میکنید. ولی اگر بیش از حد و به کرات از کافئین اسفتاده کنید ذخایر انرژی بدنتون رو تخلیه میکنه و بدن ضعیف میشه. قهوه به شما انرژی نمیده، فقط انرژی خودتون رو آزاد میکنه که بنا به خیلی دلایل چیز خوبی هم نیست مگر اینکه برای مقاصد خاصی استفاده بشه. ولی کلا بحثش مفصله.
توجه توجه! لطفا در پیام خصوصی و ایمیل به بنده درخواست همسویی ارسال نکنید. بنده فعلا هیچ همسویی ارائه نمیکنم.
و لطفا  "قوانین انجمن" را مطالعه و رعایت کنید.
 سپاس شده توسط جویا ، مجید در ، bashar ، Silence ، RealArt ، arp220 ، خداپرست ، abbasss ، سنجاقک


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان