امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
راه رفتن و مراقبه
#1
با سلام.
با اجازه استاد  ماها چیتا ،باید خدمتتون عرض کنم  جدیداً کتابی‌ رو از دست خریدم که دوست دارم کمی‌ از این کتاب رو به طور خلاصه توی یه پستی قرار بدم.البته سعی‌ می‌کنم مطالب رو در ادامهٔ پست اول قرار بدم ،که پست‌های اضافی و الکی‌ ایجاد نشه.این کتاب مطالب جدیدی برای من داشت که امیدوارم شما هم بتونید استفاده کنید.

هر کسی‌ میتواند این کار را انجام دهد.راه رفتن با مراقبه یا مدیتیشن عبارت است از انجام مراقبه ضمن راه رفتن..ما آهسته و بدون انقباض عضلات راه می‌رویم و لبخند می‌زنیم.وقتی‌ این گونه راه می‌رویم،در اعماق وجود خود احساس آرامش می‌کنیم و قدمهای مان فروتنانه‌ترین و محکم‌ترین قدمهای روی زمین است.رنج و اضطراب مان دور میگردد،هر کسی‌ میتواند این کار را انجام دهد،تنها به اندکی‌ زمان ،اندکی‌ آگاهی و آرزوی سعادت نیاز دارد،و قلب مان از آرامش و شادی لبریز میشود.
​از بودا پرسیدند (تو و شاگردانت چه می‌کنید؟)و او پاسخ داد ،می‌نشینیم ،راه می‌رویم و غذا می‌خوریم.دوباره سوال کردند اما آقا هر کسی‌ می‌نشیند ،راه میرود و غذا می‌خورد.بودا جواب داد.وقتی‌ ما می‌نشینیم میدانیم که نشسته ایم وقتی‌ راه می‌رویم میدانیم که راه می‌رویم و وقتی‌ غذا می‌خوریم میدانیم که غذا می‌خوریم.اکثر ما یا در گذشته گم می‌شویم یا در آینده .وقتی‌ که ذهنمان آگاه است درکمان از آنچه در گذر است ژرف میشود و از پذیرش شادی ،آرامش و عشق لبریز می‌شویم.
 سپاس شده توسط farbod ، عبدالله ، Saeed141 ، atrin ، MehrdadS ، جویا ، amin 222 ، azin ، ye doost ، رزم آور نور ، nima ufo lover ، مریم ، Mahacita Bahuruci ، hakimbashi ، kimiasang ، Reza809 ، shahrooz518 ، 777 ، saeed871 ، Taraneh ، سنجاقک ، maryam ، final_chapter ، amirkalate ، آیلا ، zoom ، bashar ، Farzam.s ، Ramiin ، عباس فردی
#2
 به نظرم کلا دسته ای از افراد (شاید هم بیشتر افراد ) هستند ... که فعالیت بدنی بیشتر از اعمال ( یا بی عملی )‌ روانی در تعمق کردنشون و تابش آگاهی شون به لحظه حال تاثیر داره ... 
- به قول سهراب : زندگی شستن یک بشقاب است  ...
سپاس ... 
 سپاس شده توسط عبدالله ، nima ufo lover ، farbod ، annasufia ، مریم ، Saeed141 ، kimiasang ، saeed871 ، Taraneh ، آیلا ، bashar
#3
در کتاب اشعار تائو ته چینگ ( داد جینگ) اثر لائو تزو (لائو زی) این طور اومده:
استاد تعلیم می دهد بدون گفتن چیزی. استیون میچل آمریکایی که ترجمه و تفسیر این کتابو بر عهده داشته در تفسیر این قطعه گفته : او پرتقال می خورد یا بند کفشهایش را می بندد. اینها تعالیم او هستند. صورتش از هر کتاب مقدسی فصیحتر است.
در جای دیگری اومده: من با مردم عادی تفاوت دارم. در تفسیرش اومده : من عادی تر هستم. هنگامی که گرسنه هستم می خورم. هنگامی که خسته هستم می خوابم.همین
 سپاس شده توسط farbod ، annasufia ، عبدالله ، Saeed141 ، جویا ، kimiasang ، ye doost ، Mahacita Bahuruci ، shahrooz518 ، saeed871 ، Taraneh ، shahbalout ، amirkalate ، آیلا ، zoom ، bashar
#4
همه چیز به قدمهایتان وابسته است..
دانه آگاهی‌ ذهن در وجود ما هست .اما آبیاری آن را از یاد می‌بریم.فکر می‌کنیم که سعادت تنها در آینده و آنگاه میسر است که خانه ،اتومبیل یا دکترا داشته باشیم .با ذهن و جسم خود در جدالیم و آرامش و شادی موجود را لمس نمی‌کنیم.
آسمان آبی،برگ‌های سبز و چشمان آن که را دوستش داریم حس نمی‌کنیم.آنچه بیش از همه اهمیت دارد کدام است؟
بسیاری امتحان داده‌اند و خانه و اتومبیل خریده اند،اما هنوز هم نا شادند.آنچه که بسیار مهم است یافتن آرامش و تقسیم آن است.
برای برخورداری از آرامش ،می‌توان با راه رفتن در آرامش شروع کرد.همه چیز به قدم‌های مان وابسته است.
بی‌ هدفی‌.
در آیین بودا واژه یی وجود دارد که آپرانیهیتا نامید میشود.این کلام به معنی‌ بی‌ آرزوی یا بی‌ هدفی‌ است،یعنی‌ چیزی را پیش روی قرار ندهیم.
وقتی‌ که با راه رفتن مراقبه می‌کنیم،از راه رفتن لذت می‌بریم،بی‌ آنکه هدف یا مقصدی داشته باشیم.
راه رفتن وسیله رسیدن به هدف نیست،ما به منظور راه رفتن ،راه می‌رویم.(برای رسیدن به آرامش ،راهی‌ وجود ندارد،آرامش خود راه است.)راه رفتن با ذهن آگاه موجب آرامش و شادی میشود و زندگی‌ را واقعی‌ می‌گرداند.چرا شتاب؟
مقصد نهایی همه ما گورستان است .چرا به سوی زندگی‌ راه نرویم و با هر قدم در لحظه از آرامش لذت نبریم؟نیازی به کشمکش و جدال نیست.از هر قدم لذت ببر.به آنجا که میخواهی‌ رسیده ای. 
 سپاس شده توسط Saeed141 ، عبدالله ، nima ufo lover ، farbod ، جویا ، مریم ، kimiasang ، ye doost ، Reza809 ، Mahacita Bahuruci ، saeed871 ، Taraneh ، سنجاقک ، shahbalout ، amirkalate ، آیلا ، bashar
#5
لمس آرامش:
اگر گمان می‌کنید آرامش و سعادت در جایی‌ دیگر است و در پی‌ او بدوید ،هرگز به آن نخواهید رسید،تنها آن زمان که دانستید آرامش و سعادت در اینجا و در لحظه‌ی حال وجود دارد میتوانید آرام بگیرید.اگر عمیقا بنگرید تمام تشویش‌ها و اضطراب‌ها را می‌بینید که آدمیان به هنگام راه رفتن بر زمین نقش میکنند.گام‌های مان سنگین و سرشار از اندوه و ترس است.احساس نا امیدی می‌کنیم و قدمهای مان این هراس را فاش می‌کند.اکنون باید دوباره راه رفتن را آرام ،با شعف و سبکبال از سر گیریم،باید راه رفتن را از نو بیاموزیم.بعد از چند روز تمرین،خواهید فهمید چگونه این کار انجام دهید.وقتی‌ با آرامش کامل راه می‌روی ،لبخند بزن.مانند بودا لبخند بزن.

آنگاه که میکوشی از دلشوره و اضطراب‌ها رها شوی،خواهش می‌کنم ،لبخند بزن،شاید فقط شکوفهٔ لبخند باشد، اما آن را بر لبانت نگاه دار.این لبخند بسیار شبیه نیم تبسم بودا است.همانگونه که می‌‌آموزی چون بودا گام برداری ،بیاموز چون او تبسم کنی‌.انتظار تا تحول کامل و بیداری کامل.!!!!چرا؟.از اکنون میتوانی‌ یک بودای پاره وقت باشی‌.تبسم میوهٔ‌‌ این آگاهیست که اینجایی‌ و زنده‌ای و راه می‌روی،هر تبسم تمامی وجودت را شاداب میکند و به تقویت تمرین می‌انجامد.از لبخند نهراس.
لبخندی که بر لب داری نشان میدهد زیر سلطه کسی‌ نیستی‌.
بر خویش تسلط داری.گاهی‌ بودا را (کسی‌ که بر خویشتن تسلط دارد)مینامند.مراقبه به هنگام راه رفتن به انسان کمک می‌کند تا اقتدار و آزادی خود را به عنوان موجود انسانی‌ بازیابد،ما با شکوه و با وقار مثل یک امپراتور مثل یک شیر راه می‌رویم،هر قدم،خود زندگیست.
 سپاس شده توسط عبدالله ، Saeed141 ، Reza809 ، farbod ، nima ufo lover ، Mahacita Bahuruci ، مریم ، ye doost ، kimiasang ، saeed871 ، Taraneh ، سنجاقک ، amirkalate ، آیلا ، جویا ، zoom ، bashar
#6
راه رفتن بر زمین با ذهنی‌ آگاه،آرامش و هماهنگی‌ را به زمین باز میگرداند.
برای سعادت به او اتکا‌ می‌کنیم و او نیز به ما متکی‌ است.آنگاه که با ذهنی‌ آگاه راه می‌رویم با گامهای خویش زمین را نوازش میدهیم.
و با هر قدم بذر شادی و شادکامی بر زمین میپاشیم و مادرمان زمین،موجب شفای مان میشود و ما نیز او را شفا میدهیم.
(آنگاه که دم فرو می‌برم و آنگه که دم بر می‌آورم،می‌دانم که دم بر می‌آورم)
در مراقبه هنگام راه رفتن نیز همین کار را انجام میدهیم و نسبت به هر نفس و هر قدم توجه  کامل داریم.در ضمن راه رفتن با شمارش قدم ها،تنفس آگاهانه انجام دهید.به هر نفس و به شماره قدم‌هایی‌ که ضمن دم و باز دم بر میدارید توجه کنید.
اگر به هنگام دم ۳ قدم بر میدارید به آرامی بگوئید ۱،۲،۳ و یا دم،دم،دم،یعنی‌ با هر قدم یک کلمه ،ضمن بازدم اگر ۳ قدم بر میدارید،با هر قدم بگوئید ۱،۲،۳ یا باز ،باز ،باز،اگر با هر باز دم ۴ قدم بر میدارید، بگوئید ۱،۲،۳،۴.سعی‌ نکنید نفس خود را کنترل کنید.
اجازه دهید ریه‌ها زمان و میزان هوایی را که لازم دارند داشته باشند فقط دقت کنید ضمن پر شدن ریه‌ها چند قدم بر میدارید و ضمن تخلیه چند گام طی‌ می‌کنید.در ارتباط با نفس و قدم‌هایتان آگاه باشید،پیوند این دو موضوع با شمارش امکان پذیر است.
سعی‌ نکنید تنفس و راه رفتن خود را کنترل کنید.شمارش‌ها ۲،۳ یا ۳،۴ خواهد بود ،بعد از کمی‌ تمرین شمارش‌ها ۳،۳ یا ۴،۴ خواهد شد فقط تبسم را از یاد نبرید،این نیم تبسم آرامش به قدم‌ها و نفس‌های شما میبخشد.
 سپاس شده توسط nima ufo lover ، ye doost ، farbod ، عبدالله ، Saeed141 ، Reza809 ، مریم ، Mahacita Bahuruci ، kimiasang ، saeed871 ، Taraneh ، سنجاقک ، shahbalout ، amirkalate ، آیلا ، جویا ، zoom ، bashar
#7
بعد از اینکه چند روز تمرین کردید. 
سعی‌ کنید به طول باز دم بیافزیید.برای مثل ۲،۳  .یا ۳،۴.برای ۴ یا ۵  بار به این صورت تمرین کنید سپس به حالت اولی‌ ۲،۲ یا ۳،۳ برگردید.در حالت تنفس طبیعی ،ما هرگز تمام هوای ریه را خالی‌ نمی‌کنیم و همیشه مقداری هوا در ریه باقی‌ میماند. 
با افزودن یک قدم دیگر بر طول بازدم،میتونیم مقدار بیشتری از هوای مانده را خارج کنیم.این کار را زیاد انجام ندهید چهار یا پنج بار کافی‌ است.انجام بیشتر این کار موجب خستگی‌ خواهد شد.میتوانید بعد از ۵ یا ۱۰ دقیقه دوباره این عمل را تکرار کنید.
نیروانا.
آنگاه که با هر گام به مقصد رسیدید،استوار تر شده‌اید،رها تر خواهید شد.استواری و آزادی دو جبهه از نیروانا.یعنی‌ حالت رها شدن از حرص ،ترس و اضطراب است.این تمرین باید مطبوع باشد.
وقتی‌ احساس سعادت و شادی می‌کنید ،استحکام و آزادی رشد خواهد کرد و خواهید فهمید که در مسیر صحیح تمرین قرار دارید.
به استادی نیاز نیست تا به شما بگوید که از این تمرین لذت میبرید،اگر از تمرین لذت ببرید حس می‌کنید استوار و آزاد هستید،سپس میتوانید ضمن راه رفتن به جای شمارش کلمهٔ استوار ،آزاد رو تمرین کنید.
زندگی‌ دو بعد دارد :بعد تاریخی‌ که در آن با تولد و مرگ ،آغاز‌ها و انجام‌ها هم خوانی می‌کنیم.و بعد نهایی‌ که در آن میبینیم که تمامی‌ اینها ،مفاهیمی بیش نیست.آنگاه که استوار و آزادی تان نیرومند تر میشود،زمینهٔ هستی‌ خود را لمس می‌کنید که در واقع بعد نهایی‌ واقعیت است و اینجاست که در به روی هیچ زایش و  هیچ مرگ گشوده میشود.تصاویری که غالباً برای دو بعد زندگی‌ مورد استفاده قرار می‌گیرد ،تصاویر آب و خیزاب است.
در سطح اقیانوس خیزاب‌های فراوانی‌ وجود دارد،بعضی‌ زیبا بعضی‌ با زیبای کمتر،تمام این خیزاب‌ها آغاز و پایان دارند،اما آنگاه که از ژرفا به این امواج تماس می‌یابند،متوجه میشوند که فقط از آب ساخته شده اند،و از نقطه نظر آب ،آغاز و انجام،بالا و پایین ،زایش و مرگ وجود ندارد،
حالا وقتی‌ از این ژرفا به آب (زمینهٔ هستی‌)دست میزنید.میتوانید با این جمله تمرین کنید.در اوج مسکن دارم.
با هر دم (در اوج)و هر باز دم (مسکن دارم)این واژه صرفاً کلام نیست،اگر به راستی‌ این کلمات را تمرین کنید،در هر قدم جهان بی‌ زایش و مرگ را لمس خواهید کرد.

 

 
 سپاس شده توسط nima ufo lover ، farbod ، Saeed141 ، Mahacita Bahuruci ، ye doost ، FATIMAA ، مریم ، kimiasang ، saeed871 ، Taraneh ، سنجاقک ، amirkalate ، آیلا ، جویا ، zoom ، bashar
#8
به خود اجازه دهید که باشید.
وقتی‌ که مراقبه ضمن راه رفتن را تمرین می‌کنید هر گام،کمکتان می‌کند تا  ژرفای لحظه‌ی حال برسید،برای لمس سعادت واقعی‌ دیگر چیزی احتیاج ندارید.
بامدادان و بعد از شامگاه ،هوا تمیز است،این زمان بهترین زمان برای لذت بردن از تمرین است.اجازه دهید انرژی این هوای خالص به وجودتن راه پیدا کند.
نخستین حقیقت شریفی که توسط بودا آموخته شد،وجود رنج است آگاهی‌ از رنج،شفقت میافریند و شفقت ،اراده تمرین را خلق می‌کند.
وقتی‌ که تمرین را شروع می‌کنید ممکن است مانند طفل نو پا یی که تازه راه افتاده ،احساس عدم تعادل کنید.تنفس خود را دنبال کنید و دل آگاهانه بر گام‌هایتان متمرکز شوید.به زودی به تعادل خواهید رسید.
ببری را که بسیار آهسته راه میرود را در خیالتان آورید و در خواهید یافت که گامهایتان شکوه قدمهای ببر را می‌یابد.
تمرین مراقبه ضمن راه رفتن چشمانتان را به شگفتی‌ها و رنج جهان می‌گشاید،اگر به آنچه در اطرافتان می‌گذرد آگاه نباشید،پس کی‌ و کجا انتظار دارید با واقعیت بر خورد کنید؟
در آرامش ،با جلال و سرور با قامتی راست همچون امپراتور راه بروید.اگر قدم‌هایتان  آرام باشد،جهان از آرامش برخوردار خواهد شد.
وقتی‌ بودا زاده شد،۷ قدم برداشت و زیر هر قدمش گًل نیلوفری روید.ضمن راه رفتن شما نیز چنین کنید،وقتی‌ پایتان زمین را لمس می‌کند،یک گًل نیلوفر ،لاله یا یاس را زیر قدم‌هایتان در خیال آورید که میروید،اگر به همین زیبای تمرین کنید،هر جا که راه می‌روید.دوستانتان مزرعه‌ای از گًل خواهند دید.
تصور کنید من و شما در کرهٔ ماه هستیم و منبع اکسیژن بعد از ۲ روز تمام خواهد شد.اگر چنین بود چه دعا‌ٔ یی میکردیم؟جز بازگشت به سیارهٔ زیبای زمین و راه رفتن  و تنفس روی آن.آنگاه که با مرگ روبرو می‌شویم ارزش راه رفتن و تنفس روی زمین سبز را می‌فهمیم.اکنون که به طور معجزه آسایی نجات یافتیم و ما را به زمین باز گرداندند،بایید با هم، راه رفتن بر روی زمین زیبای خود را با آرامش و تمرکز عمیق جشن بگیریم.
مردمان می‌گویند راه رفتن روی آب معجزه است،اما من میگویم راه رفتن روی زمین زیبا معجزه است،زمین معجزه است،و هر قدم معجزه است.
اگر قدرت فوق طبیعی  داشتم شما را به سرزمین ناب(بهشت)می‌بردم،سرزمینی که همه چیزش زیباست.اما اگر دلشوره‌ها و اضطراب خود را بیاورید، آنجا را آلوده خواهید کرد.برای آمادگی ورود به سرزمین ناب،باید قدمهای آرامش بخش و بی‌ اضطراب بردارید.
در واقع اگر بتوانید قدم‌های آرام و بی‌ اضطراب بر زمین بگذارید،نیازی به رفتن به دنیای ناب نخواهید داشت،خود زمین سرزمین ناب خواهد شد و نیازی به جای دیگر نخواهد بود.
در ورودی معبد .... سنگ بزرگی‌ به چشم می‌خورد که این کلام روی آن حک‌ شده(با هر گام نسیمی خواهد وزید)این نسیم صلح و شادمانی است که گرمای غم را دور می‌کند.وقتی‌ این گونه راه می‌روید،این کار را برای خود و برای تمامی موجودات انجام می‌دهید.


 دوستان گلم با تشکر از شما که صبورانه این نوشته‌ها رو دنبال میکردید.[img]images/smilies/heart.gif[/img]
 

 
 سپاس شده توسط Saeed141 ، farbod ، Mahacita Bahuruci ، nima ufo lover ، مریم ، ye doost ، kimiasang ، saeed871 ، Taraneh ، سنجاقک ، shahbalout ، amirkalate ، آیلا ، جویا ، zoom ، bashar
#9
درواقع اگاهی رو اعمال باعث بالا رفتن اقتدار شخصی میشود (واحد پول در کائنات)که در رویا و خیلی کارهای دیگر بدرد میخورد درواقع ما با مدیتیشن اگاه تر میشویم و اگاهی بر روی اعمال هم اگاه تر میشویم
 سپاس شده توسط آیلا ، bashar ، عباس فردی


پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان